Home » طلا در مس / جلد سوم by Reza Baraheni
طلا در مس / جلد سوم Reza Baraheni

طلا در مس / جلد سوم

Reza Baraheni

Published
ISBN :
Hard Cover
702 pages
Enter the sum

 About the Book 

رازهای سرزمین من، طلا در مس، آواز کشتگان، آزاده خانم و نویسنده اش یا ... ، اسماعیل، تاریخ مذکر، و... تمام قصه های براهنی؛ مجموعه ای ست اتوبیوگرافیک، و حتی کتاب های نقدش؛ قصه نویسی، طلا در مس و... بشدت خودستایانه اند. قهرمانان قصه هایش همه جا همان نویسنده اند یا نویسنده همه جا در لباس قهرمان ظاهر می شود... دکترمحمود شریفی مثلن، شخصیتی ست که نویسنده آرزو می کرده باشد؛ من یک معلم، نویسنده یا یک شاعر ساده نیستم. تمام حرف همین است! زندان رفتن من رکن اساسی انقلاب ایران بوده، همه ی انقلابیون از چپ و راست، از اندیشه ها و تفکرات و رفتار من ملهم بوده اند، تمامی دانشگاه و جریان روشنفکری با من مخالف بوده اند و من آذربایجانی، زبان فارسی را برای انتقام، فرا گرفتم و به آن می نویسم تا به همه ی فارسی زبانان بگویم که ازآنها یک سر و گردن بالاترم و...وصف در توصیف، درازگویی، توضیح واضحات برای تفهیم به خواننده و... همه با زبانی گاه بسیار کودکانه، از زبان شخصیت هایی که گاه چنان یک بعدی و سیاه اند که حوصله ات را سر می برند... همه چیز در خدمت این منظور که گفته شود من هستم، بوده ام، یک سر و گردن از همه بالاتر، و برتر. سراسر رمان یک قهرمان از سوی دانای کل (نویسنده) هدایت می شود، شخصیتی هم هست که زن قهرمان و سایه ی اوست. تمام شخصیت های جنبی، بی حضور قهرمان هیچ اند، سیاهی لشگر اندو قهرمان فتوکپی شده از تصویری ست که نویسنده از خود ساخته؛ موجودی هوشمند، متفکر، همه دان، همه فهم؛ دانای کل! در رازهای سرزمین من شخصیت ها و زبان ابتدایی ست؛ سرهنگی که سرهنگ نیست، آمریکایی که آمریکایی نیست، و حتی ترکی که ترک نیست... یادداشت های بیخود و دراز مترجم برای نویسنده، یادداشت های بلتیمور در مورد محاکمه و زن سرهنگ جزایری و کنار استخر و... حسین مترجم، حسین میرزا، قهرمان (نویسنده)، کسی که از اعماق همه ی بدبختی های موجود بشر، در ناممکنی در حد محال، غوطه می خورد و ازهیچ هیچ، خود را بالا می کشد تا همه چیز می شود، چون پیامبران، با ذکاوت و نبوغی چون دانشمندان و.. ! حتی صدای قرآن خواندنش می تواند شنونده را منقلب کند. قهرمانی نظر کرده، که با امام در راه مسجد کبود ملاقات می کند و... به خدا می رسد، و می شود رضا براهنی! قهرمانی ساخته از یک توهم، توهمی از من نویسنده.شخصیت ها در جایی از رمان یا قصه، در یک گفتگوی درونی غرق می شوند، فلسفه می بافند، رضا براهنی می شوند، و با فلسفه ی رضا براهنی خود را نقد می کنند، به خود ناسزا می گویند، از خود دفاع می کنند، و برای نویسنده دسته گل می فرستند. جاهایی هم هست که گفتن از خود بصورت پرسشی در جهت خلاف مطرح می شود؛ آنها خیال می کردند من عالم به کون و مکانم؟ یا آیا آنها از من و ذکاوت و هوشم می ترسیدند؟ ولی من یک آدم معمولی ام. جایی نویسنده در جسم حسین میرزا حلول می کند و تمام داشته هایش، از تهوع سارتر تا تمامی آثار بکت، زندگی امام موسی کاظم، آثار دانته .. را در یادداشت های یک مترجم مستشاری آمریکا در اردبیل که انگار 180 سال(!) ازعمر 38 ساله اش را در زندان گذرانده، می ریزد و حسین میرزا نقش رضا براهنی بعد از انقلاب را بازی می کند، در مورد انقلاب و بعد از انقلاب و سال های بعد، پیش بینی می کند، خط می دهد، نصیحت می کند، هشدار می دهد و... یا مادر بی سواد حسین، مطلع سیاسی می شود، تجزیه و تحلیل می کند، مادر گورکی می شود، به جوان های شهر درس انقلاب می دهد، و نویسنده مانند سفر مصر و چاه به چاه و ...به جمهوری اسلامی تقرب می جوید. از صفحه ی 494 روزگار 16 ساله ی یک خانواده، و یک تاریخ تمام با ریزه کاری های جشن و گفتگوها و موقعیت ها در یک خواب طولانی روایت می شود، تا صفحه ی 517، و بعد، فصل بلندی از یادداشت های حسین میرزا در مورد رستم و تهمینه و سهراب و... یادداشت هایی که قاعدتن بایستی شرح قتل سروان کرازبی باشد! .. نویسنده برای این همه دانش خداداده هم حجت می آورد؛ من در تمام این سال های زندان کتاب خوانده ام، شاهنامه خوانده ام و ما (خواننده) لابد باید دریابیم که دانته را هم در زندان خوانده، بکت و آنوی و ژنه و سارتر و چه و که ی دیگر را... کاش آقای براهنی از یک وایراستار صادق استفاده می کرد، و البته نظراتش را هم گوش می کرد.اما مجموعه مقالات، نقد شعر و نقد داستان و... اینجا هم به بخش های طولانی من سرایی سرشار از خودشیفتگی بر می خوریم، که گاه بکلی با مطلب اصلی بی ارتباط اند. تقریبن دو جلد از سه جلد طلا در مس در نقد شعر، و بخش بزرگی از قصه نویسی و... توجیه و تعریف از آثار نویسنده، شاعر، منتقد، پژوهشگر، و ... آقای دکتر رضا براهنی است. البته همراه یک لبخند خواهند گفت که؛ هیچ کدام از آثارشان را نفهمیده ام. در مورد آزاده خانم و نویسنده اش ... اعتراف می کنم که به راستی نفهمیدم. تصورم این است که یک سری هذیان پشت هم ردیف شده تا با چند پشتک و واروی عجیب و غریب تکنیکی، یک اثر کاملن پیشرو در سطح جهانی به ادبیات معاصر فارسی قالب شود!با این همه، می پذیرم که رضا براهنی در نقد، همیشه حرف هایی برای گفتن داشته است. طلا در مس و قصه نویسی هنوز هم بخش های خواندنی کم ندارند. طلا در مس نه یک کتاب از پیش برنامه ریزی شده، که مجموعه ای ست از نقدهای مختلف که نویسنده در زمان های مختلف در مورد شعر، یا اشعار شاعران، یا شعر و شاعری نوشته و اینجا و آنجا در مطبوعات مختلف دهه ی چهل، عمدتن در مجله ی فردوسی منتشر کرده است. قصه نویسی بهترین اثر رضا براهنی در زمینه ی نقد و تحلیل است، با همان مضامین چاپ اول در 1348 که کتابی جمع و جور بود، و نه چاپ سوم (1362) که سه برابر چاق شده است، و البته برخی مطالب پس از چهار دهه، دیگر کهنه بنظر می رسند. در بخش آخری که ظاهرن در چاپ سوم به کتاب اضافه شده، و به آثار صادق چوبک اختصاص دارد، با وجودی که براهنی همیشه صادق چوبک را یکی از قصه نویسان خوب معاصر فارسی قلمداد کرده، اینجا چندان از آن همه ارادت خبری نیست، و همان صدای کوبش همیشگی به گوش می رسد. بکوبیم، حتی وقتی تحسین می کنیم! خودشیفتگی (نارسیسیسم)، غرق در خود بودن و مدام از خود گفتن بین نویسندگان ما پدیده ی تازه ای نیست. نزد آقای براهنی اما به وفور یافت می شود. سفر مصر قرار است شرح سفر کوتاهی باشد به مصر، اما من نویسنده همه جا میان خواننده و مصر ایستاده است... و مصر، و اهرام، و تمدن کهن، و شاعران و نویسندگان حاضر در آن مجمع و... همه ی مصر در سایه ی من نویسنده گم می شود. سفر مصر به هجرت موسی (نویسنده) می ماند که قومی را برانگیخت تا حرکت کنند و از مرگ و نابودی نجات یابند. بخش دوم کتاب، درباره ی آل احمد، با توجه به تاریخ انتشار، بیشتر به یک پیام تاریخی شبیه است از نویسنده به اعوان و انصار جمهوری اسلامی، تخریب دوستانه ی تصویر دروغینی که از آل احمد وجود داشته، جایی که خودشیفتگی به حسادت هم آلوده شده است.